منتظر گذاشتن

«منتظر گذاشتن» یک فعل ترکیبی در فارسی به معنی اینکه کسی را معطل نگه داشتن یا بیهوده منتظر نگه داشتن است. یعنی فردی را مجبور کردن تا زمان طولانی یا نامعینی را در انتظار بماند، بدون اینکه عمل یا خبری فوری برای او بیاید.

مترادف‌ها

معطل کردن، به انتظار گذاشتن، تأخیر انداختن

متضادها

پاسخ دادن، رفع انتظار کردن

جمله سازی با منتظر گذاشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من از اینکه او را ساعت‌ها در دم در منتظر گذاشتن، بسیار ناراحت شدم و احساس کردم که او به وقت من احترام نمی‌گذارد.

💡 مدیریت شرکت نباید مشتریان را بیش از حد منتظر گذاشتن، زیرا این کار باعث کاهش اعتماد آن‌ها به کیفیت خدمات ارائه شده می‌شود.

💡 با منتظر گذاشتن دوستان در میهمانی، باعث ایجاد تنش و ناامیدی در جمع شدم که اصلاً قصدی برای انجام چنین کاری نداشتم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران