محو چیزی شدن

یعنی چیزی به گونه‌ای از بین برود یا به ندرت دیده شود که قابل تشخیص نباشد. این عبارت ممکن است به معنای ناپدید شدن تدریجی یا کمرنگ شدن چیزی در دید یا توجه باشد.

مترادف‌ها

ناپدید شدن، از بین رفتن، غیب شدن، محو شدن

متضادها

آشکار شدن، پدیدار شدن، ظاهر شدن

جمله سازی با محو چیزی شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقتی او در دنیای پر از کتاب و مطالعه غرق شد، تمام نگرانی‌های روزمره از یاد رفت و گویی در صفحات کتاب‌ها محو چیزی شدن برایش معنای آرامش داشت.

💡 با گذشت سالیان بسیار طولانی، خاطرات تلخ و دردناک دوران کودکی او به تدریج از حافظه‌اش پاک شدند و گویی در تاریکی زمان محو چیزی شدن پیدا کردند.

💡 او چنان در تماشای غروب خورشید در کنار ساحل غرق شده بود که گویی در عظمت بی‌کران طبیعت و نور نارنجی آسمان، محو چیزی شدن را تجربه می‌کرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران