گشاده و فراخ

صفتی برای چیزی که پهن، باز، وسیع یا بازشده باشد. معمولاً در توصیف مکان‌ها، لباس‌ها یا فضایی به کار می‌رود که اندازه یا عرض آن زیاد باشد.

مترادف‌ها

پهناور، وسیع، باز، فراخ، گسترده

متضادها

تنگ، بسته، محصور

جمله سازی با گشاده و فراخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن خانه‌ی قدیمی با حیاط گشاده و فراخ، همیشه یادآور روزهای خوش کودکی و جمع شدن تمام اعضای خانواده دور هم بود.

💡 مدیریت صحیح منابع مالی باعث می‌شود که انسان در آینده با ذهنی گشاده و فراخ و بدون نگرانی از مشکلات معیشتی زندگی کند.

💡 در این منطقه کوهستانی، دره‌های گشاده و فراخ باعث شده‌اند که گردشگران برای تماشای مناظر طبیعی و نفس کشیدن به آنجا سفر کنند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران