سر در گریبان
این اصطلاح به حالتی اشاره دارد که فرد غرق در افکار خود شده یا در یک وضعیت ناراحت و ناروشن قرار دارد و به اطراف توجهی ندارد. به عبارتی کسی که «سر در گریبان» است، معمولاً مشغول فکر یا نگرانی است.
مترادفها
درگیر بودن، گرفتار بودن، کشمکش کردن، دست و پنجه نرم کردن
متضادها
رها شدن، جدا شدن