روی هم ریختن

به معنای بهم خوردن نظم یا به هم خوردن وضعیت مرتب چیزی است. مثلا وقتی امور یا وضعیت فکری شخص یا مکان به هم می‌ریزد و نامنظمی و آشفتگی ایجاد می‌شود.

مترادف‌ها

درهم ریختن، فرو ریختن، انباشته شدن، فروپاشی

متضادها

مرتب شدن، نظم یافتن، چیدن

جمله سازی با روی هم ریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علت اصلی تخریب کتاب‌های قدیمی در انبار، روی هم ریختن آن‌ها و فشار وزن کتاب‌های بالایی بر کتاب‌های زیرین است.

💡 از خطرات اصلی در انبارداری نامنظم، روی هم ریختن کالاهای حساس و آسیب دیدن آن‌ها در اثر برخورد با اشیاء دیگر است.

💡 با بررسی علت حادثه، مشخص شد که روی هم ریختن جعبه‌های سنگین باعث ایجاد آسیب‌های جدی به طبقه زیرین انبار شده است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران