دست یکی کردن
به معنای متحد شدن، همکاری و همفکری برای رسیدن به هدفی مشترک است. وقتی دو یا چند نفر «دست یکی کردند»، یعنی تصمیم گرفتند با همکاری هم پیش بروند.
مترادفها
یکپارچه کردن، متحد کردن، متحد ساختن
متضادها
جدا کردن، پراکنده کردن، تفرقه انداختن، تقسیم کردن
جمله سازی با دست یکی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رهبران کشورها برای مقابله با بحرانهای جهانی و تغییرات اقلیمی، تلاش کردند تا با دست یکی کردن نیروهای خود، راه حلی پایدار پیدا کنند.
💡 هدف اصلی این انجمن خیریه، دست یکی کردن تواناییهای مختلف افراد جامعه برای کمک به کودکان بیسرپرست و نیازمند در مناطق محروم است.
💡 ما باید با دست یکی کردن تلاشها و افکارمان، بتوانیم در برابر چالشهای بزرگ پیش روی آینده، ایستادگی کرده و به موفقیت دست یابیم.