خسته و مانده
اصطلاحی که برای حالتی به کار میرود که شخص از کار زیاد و فشارهای طولانی مدت بسیار خسته و به نوعی درمانده شده است. در این وضعیت فرد نه تنها خسته بلکه از لحاظ روحی و روانی هم رو به فرسودگی رفته است.
مترادفها
فرسوده، درمانده، رنجور
متضادها
سرحال، پرانرژی، شاداب
جمله سازی با خسته و مانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن پیرمرد پس از سالها کار سخت و طاقتفرسا در مزرعه، اکنون در گوشهای از ایوان نشسته و به روزهای گذشته خود مینگرد.
💡 پس از گذشت سالیان طولانی از دوران جوانی و پرجنبوجوش، او اکنون با بدنی خسته و مانده در میان خاطرات قدیمی خود غرق شده است.
💡 بسیاری از کارگران پس از ساعتها فعالیت مداوم در زیر آفتاب سوزان، با حالتی خسته و مانده به خانههای خود بازمیگردند تا استراحت کنند.