انتقال یافتن

منتقل شدن، جابه‌جا شدن یا از جایی به جای دیگر رفتن. این فعل برای افراد، اشیا، مسئولیت‌ها، داده‌ها یا حتی بیماری و انرژی هم به‌کار می‌رود. مثلاً می‌توان گفت: «او به شهر دیگری انتقال یافت.»

مترادف‌ها

منتقل شدن، جابه‌جا شدن

متضادها

ماندن

جمله سازی با انتقال یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 انتقال یافتن تمام اختیارات مدیریتی از دفتر مرکزی به شعبه‌های استانی، باعث شد تا فرآیند تصمیم‌گیری در مناطق مختلف بسیار سریع‌تر انجام شود.

💡 انتقال یافتن دانش و تجربه از نسل‌های قدیمی به جوانان، یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت و توسعه پایدار در هر جامعه‌ای است.

💡 انتقال یافتن اطلاعات حساس از سرورهای اصلی به مراکز پشتیبان، برای جلوگیری از از دست رفتن داده‌ها در شرایط بحرانی بسیار ضروری است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران