طرح انداختن
نقشه کشیدن، دسیسه کردن یا بهفکر انجام کاری افتادن؛ بسته به بافت جمله میتواند به معنای «طراحی کردن» یا «توطئهچینی» هم به کار رود. در گفتار رایج، گاهی به معنی «پیشنهاد کردن یا مطرح کردن» هم میآید، اما کاربرد اصلی آن بیشتر به معنای برنامهریزی پنهانی یا نقشه داشتن است.
مترادفها
مطرح کردن، پیشنهاد دادن، قرار دادن