پرستش کننده
کسی که عملی را انجام میدهد که به معنی عبادت، احترام و ستایش معبود یا چیزی مقدس است. این فرد با رفتارهای خاص، نیت و توجه خود، به پرستش میپردازد.
مترادفها
پرستنده، عابد، بنده
متضادها
کافر، ملحد، بیدین
جمله سازی با پرستش کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر پرستش کننده در آن معبد قدیمی، با احترام بسیار زیاد، مراسم آیینی خود را در برابر مجسمه بزرگ انجام میداد.
💡 آن مرد پیر به عنوان یک پرستش کننده بسیار وفادار، سالها بود که هر روز صبح به معبد شهر میرفت.
💡 در متون باستانی، توصیفاتی از پرستش کننده هایی ارائه شده است که با عشق فراوان برای خدایان خود قربانی میکردند.