بی حال کردن
باعث کردن حالتی از ضعف، کسالت یا بیانرژی شدن در دیگری است. این عبارت معمولاً به اعمال یا شرایطی اشاره دارد که سبب میشود فرد توان و نشاط خود را از دست بدهد.
مترادفها
خسته کردن، بیحال کردن
متضادها
نیرو بخشیدن، سرحال کردن، تقویت کردن
جمله سازی با بی حال کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرمای شدید هوا و رطوبت بالای محیط در فصل تابستان، میتواند به شدت باعث بی حال کردن افراد و کاهش توان جسمی آنها در فعالیتها شود.
💡 شنیدن خبرهای ناگوار و غمانگیز پشت سر هم، میتواند باعث بی حال کردن روح و روان انسان شده و میل به فعالیتهای عادی را از بین ببرد.
💡 بیماریهای ویروسی که در فصل زمستان شایع هستند، معمولاً با علائمی مثل تب و لرز همراه بوده و باعث بی حال کردن شدید بدن میشوند.