به کار بودن
در حال استفاده بودن یا فعال بودن؛ نشاندهنده وضعیت بهرهبرداری از چیزی یا کاربرد داشتن آن در زمان مشخص.
مترادفها
مورد استفاده بودن، کاربرد داشتن
متضادها
بیاستفاده بودن، بیکار بودن، متروکه بودن
در حال استفاده بودن یا فعال بودن؛ نشاندهنده وضعیت بهرهبرداری از چیزی یا کاربرد داشتن آن در زمان مشخص.
مورد استفاده بودن، کاربرد داشتن
بیاستفاده بودن، بیکار بودن، متروکه بودن