به کار آمدن
قابل استفاده شدن یا مفید بودن برای انجام کاری؛ مفهومی است که نشان میدهد چیزی توانایی انجام وظیفه یا فایدهای دارد.
مترادفها
استفاده شدن، استعمال شدن
متضادها
بلااستفاده ماندن، دور انداختن
قابل استفاده شدن یا مفید بودن برای انجام کاری؛ مفهومی است که نشان میدهد چیزی توانایی انجام وظیفه یا فایدهای دارد.
استفاده شدن، استعمال شدن
بلااستفاده ماندن، دور انداختن