به حرف آمدن
به معنای تسلیم شدن در برابر نصیحت، تذکر یا فشار کلامی است، یعنی کسی که بعد از مقاومت یا بیتوجهی، حرف دیگری را پذیرفته و رفتار خود را تغییر میدهد.
مترادفها
عملی شدن، محقق شدن، اجرا شدن
متضادها
نافرمانی کردن، سرپیچی کردن
جمله سازی با به حرف آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از ساعتها بحث و گفتگو و ارائه دلیلهای منطقی، بالاخره دوست صمیمی من به حرف آمد و تصمیم گرفت با برنامه جدید موافقت کند.
💡 مدیر شرکت با وجود لجبازیهای زیاد کارمندان، در نهایت با شنیدن پیشنهادات جدید به حرف آمد و اجازه داد تا فرآیند تولید تغییر کند.
💡 او معمولاً بسیار کلهشق است و به راحتی به حرف نمیآید، اما وقتی موضوع سلامت خانواده پیش میآید، سریع به حرف میآید.