برقرار کردن
برقرار کردن به معنای ایجاد، تأسیس یا به وجود آوردن چیزی است. این فعل اغلب برای شروع ارتباطات، قوانین، نظم و ساختارها به کار میرود و نشاندهنده اقدام به ایجاد وضعیت یا شرایط خاص میباشد.
مترادفها
ایجاد کردن، تاسیس کردن، برپا کردن
متضادها
برچیدن، نابود کردن، از بین بردن
جمله سازی با برقرار کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تلاش مداوم تیم مدیریت برای برقرار کردن قوانین جدید در سازمان، باعث شد که سطح انضباط و نظم در محیط کار به شکل قابل توجهی افزایش یابد.
💡 برای موفقیت در مذاکرات دیپلماتیک، طرفین باید تلاش کنند تا بر پایه اعتماد متقابل، برقراری یک رابطه پایدار و سازنده میان دو کشور را آغاز کنند.
💡 هدف اصلی این پروژه تحقیقاتی، برقرار کردن ارتباط میان دانشهای سنتی و تکنولوژیهای مدرن برای بهبود کیفیت محصولات کشاورزی در مناطق خشک است.