از هم دریدن
به معنای جدا کردن یا از هم باز کردن چیزی است که به هم متصل و پیوسته بوده است. این عبارت معمولاً برای چیزی که درهم یا متصل بوده و اکنون جدا شده استفاده میشود، مثل باز کردن تار و پود پارچه یا قطعاتی که به هم پیوستهاند.
مترادفها
پاره کردن، تکه تکه کردن
متضادها
چسباندن، یکپارچه کردن
جمله سازی با از هم دریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در اوج خشم و عصبانیت، شروع به کندن کاغذهای قدیمی کرد و گویی میخواست با دندانهای خود آنها را به سرعت از هم بدرد.
💡 بادهای بسیار شدید و طوفانی که در منطقه وزید، باعث شد تا شاخههای بزرگ درختان کهن در جنگل، با شدت بسیار از هم دریده و به زمین سقوط کنند.
💡 در طول آن دعوای بسیار شدید و پرخاشگرانه، آنها چنان به هم حمله کردند که گویی قصد داشتند لباسهای طرف مقابل را از هم بدرند.