به خاطر تو
به سبب تو، برای تو، از روی علاقه یا احترام نسبت به تو. این ترکیب معمولاً نشان میدهد که کاری به انگیزه وجود یا خواستهی «تو» انجام شده است. در گفتار روزمره، میتواند معنی «به سبب تو» یا «برای رضای تو» هم بدهد.
مترادفها
برای تو
جمله سازی با به خاطر تو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من تمام تلاش خود را به کار گرفتم و ساعتها مطالعه کردم، همه اینها را فقط به خاطر تو و برای رسیدن به موفقیت انجام دادم.
💡 او تصمیم گرفت که تمام عادتهای قدیمی خود را تغییر دهد و مسیر جدیدی را در زندگی دنبال کند، که تمام این تغییرات به خاطر تو بود.
💡 اگر امروز در این جایگاه ارزشمند ایستادهام، باید بگویم که تمام این مسیر سخت و پر از چالش را به خاطر تو پشت سر گذاشتم.