مضطر گشتن
ناچار و درمانده شدن، به اضطرار افتادن و چارهای جز انجام کاری نداشتن.
مترادفها
مجبور شدن، ناچار شدن، ناگزیر شدن
متضادها
مختار بودن
جمله سازی با مضطر گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون ادبی قدیمی، توصیف لحظاتی که انسان در برابر تقدیر و سرنوشت مضطر گشتن را تجربه میکند، بسیار پرکاربرد و با احساس است.
💡 پس از اینکه تمام راههای حل مشکل بسته شد، او در نهایت مضطر گشتن را تنها راه برای نجات جان خود دید.
💡 وقتی تمام منابع مالی تمام شد، وی مضطر گشتن به کمک دوستان قدیمی خود را تنها گزینه باقیمانده برای بقا دانست.