مرد میدان
مرد کارزار، اهل عمل و مبارزه؛ فردی شجاع و باتجربه که در میدان عمل خود را نشان میدهد.
مترادفها
شجاع، دلاور، پهلوان، دلیر
متضادها
ترسو، بزدل، عقبنشینی کننده
جمله سازی با مرد میدان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در روزهای سخت و بحرانی که همه ناامید شده بودند، او با شجاعت تمام ظاهر شد و مانند یک مرد میدان برای حل مشکلات قدم پیش گذاشت.
💡 مدیریت بحران در این شرکت نیاز به شخصی دارد که بتواند در شرایط فشار زیاد، مانند یک مرد میدان، تصمیمات قاطع و درست را اتخاذ کند.
💡 او همیشه در لحظات حساس و دشوار، با وجود تمام ترسها، مانند یک مرد میدان در خط مقدم ایستاد تا از حقوق زیردستان خود دفاع کند.