ریسه رفتن
ممکن است در برخی کاربردهای محاورهای به معنای رفتن به حالت ریسه، یا از خنده به خود پیچیدن باشد.
مترادفها
پراکنده شدن
متضادها
منظم شدن، یکدست شدن
جمله سازی با ریسه رفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاهانی که در سایه قرار دارند، معمولاً ریشههای خود را بسیار سریعتر از بقیه گیاهان در خاک به اطراف میریزد و گسترش میدهد.
💡 موهای او پس از مدتی که به آرایشگر نرفته بود، بسیار بلند شده و به شکلی نامرتب از اطراف صورتش ریسه رفته بود.
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه گفته میشد که ریشههای درختان کهن از زیر سنگها بیرون زده و به سمت منابع آب ریسه میروند.