خلاص جستن
رهایی یافتن، آزاد شدن از بند، گرفتاری، دردسر یا وضعیت نامطلوب. این تعبیر بیشتر در زبان رسمی یا ادبی به کار میرود و معنای «نجات پیدا کردن» یا «از چیزی آسوده شدن» را میدهد.
مترادفها
رهایی جستن، نجات خواستن
متضادها
گرفتار شدن، اسیر شدن
جمله سازی با خلاص جستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او پس از سالها کار سخت و طاقتفرسا، بالاخره با بازنشستگی توانست از سختیهای روزمره خلاص جستن و به آرامش و شادی برسد.
💡 بسیاری از مردم در شرایط اقتصادی دشوار، همواره به دنبال راههایی برای خلاص جستن از بدهیها و فشارهای مالی سنگینی هستند که بر دوش دارند.
💡 هنرمندان بزرگ همیشه در جستجوی خلاص جستن از محدودیتهای فکری و سنتهای قدیمی هستند تا بتوانند آثار هنری نوآورانهای خلق کنند.