برطرف شده
از میان رفته، رفع شده، یا حل شده؛ چیزی که مشکل یا نقص آن برطرف گردیده است.
مترادفها
رفع شده، حل شده، مرتفع، از میان رفته
متضادها
ایجاد شده، موجود، باقی مانده
جمله سازی با برطرف شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از بررسیهای فنی توسط تیم متخصص، تمام مشکلات مربوط به سیستم برقرسانی ساختمان به طور کامل برطرف شده و ایمنی بنا دوباره برقرار گشت.
💡 بسیاری از موانع موجود در مسیر اجرای پروژه عمرانی پس از مذاکرات فراوان با مسئولان مربوطه، به تدریج برطرف شده و کار از نو آغاز شد.
💡 نگرانیهای مربوط به کیفیت آب مصرفی در این منطقه پس از نصب فیلترهای جدید، به طور کامل برطرف شده و سلامت ساکنان تضمین گردید.