مسخ شدگی
حالت تبدیل یا تغییر شکل دادن به گونهای ناهنجار و عجیب، معمولاً برای توصیف دگرگونیهای منفی و غیرطبیعی به کار میرود.
مترادفها
دگرگونی، تغییر شکل، مسخ
جمله سازی با مسخ شدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی فیلسوفان معتقدند که تحت تأثیر رسانههای اجتماعی، نوعی مسخ شدگی شخصیت در جوانان رخ میدهد که آنها را از واقعیت دور میکند.
💡 در داستانهای علمی-تخیلی، مفهوم مسخ شدگی انسان به موجودات دیگر، اغلب برای بیان ترسهای عمیق بشری از از دست دادن هویت استفاده میشود.
💡 فرآیند مسخ شدگی در جامعه، زمانی آغاز میشود که ارزشهای انسانی تحت فشار مادیگرایی افراطی، معنا و ماهیت اصلی خود را از دست بدهند.