متوسل شد

فعل گذشته از «متوسل شدن» به معنای رجوع کردن به شخص یا چیزی برای کمک یا راهنمایی، درخواست یاری یا پناه بردن به وسیله‌ای برای حل مشکل یا رسیدن به هدف است. مثلاً «او به دعا متوسل شد تا مشکلش حل شود.»

مترادف‌ها

پناه برد، التماس کرد، استمداد جست

جمله سازی با متوسل شد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او که در برابر مشکلات مالی شدید درمانده شده بود، در نهایت به دوستان قدیمی خود متوسل شد تا از آن‌ها کمک بخواهد.

💡 راننده که در ترافیک سنگین گیر کرده بود، برای رسیدن به مقصد، به روش‌های مختلفی برای میان‌بر زدن متوسل شد.

💡 دانشمند پس از شکست خوردن در آزمایش‌های اولیه، به روش‌های علمی جدید و ابزارهای پیشرفته‌ای برای رسیدن به هدف متوسل شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران