متوسل شد
فعل گذشته از «متوسل شدن» به معنای رجوع کردن به شخص یا چیزی برای کمک یا راهنمایی، درخواست یاری یا پناه بردن به وسیلهای برای حل مشکل یا رسیدن به هدف است. مثلاً «او به دعا متوسل شد تا مشکلش حل شود.»
مترادفها
پناه برد، التماس کرد، استمداد جست
فعل گذشته از «متوسل شدن» به معنای رجوع کردن به شخص یا چیزی برای کمک یا راهنمایی، درخواست یاری یا پناه بردن به وسیلهای برای حل مشکل یا رسیدن به هدف است. مثلاً «او به دعا متوسل شد تا مشکلش حل شود.»
پناه برد، التماس کرد، استمداد جست