بی جربزه

کسی که زیرکی، شهامت یا قدرت عمل ندارد؛ آدمی سست‌اراده، بی‌مبالات یا ناتوان در تصمیم‌گیری و اقدام.

مترادف‌ها

بی‌عرضه، بی‌کفایت، ضعیف، بی‌اراده

متضادها

با جربزه، شجاع

جمله سازی با بی جربزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او در موقعیت‌های حساس و دشوار، رفتاری بسیار بی جربزه از خود نشان داد که باعث ناامیدی تمام اعضای تیم مدیریت شد.

💡 نمی‌توان انتظار داشت که یک فرد بی جربزه بتواند در برابر چالش‌های بزرگ زندگی و مشکلات پیش‌بینی نشده، ایستادگی و مقاومت کند.

💡 مدیر جدید شرکت، برخلاف مدیر قبلی، فردی بسیار جسور است و از مدیریت افراد بی جربزه در پروژه‌های حساس شرکت خودداری می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران