بدون صدا
یعنی «خاموش» یا «بیصدا»؛ چیزی که آوایی از آن شنیده نمیشود. هم در توصیف وسایل و هم در بیان حالت سکوت به کار میرود.
مترادفها
بیصدا، بیصوت، ساکت، آرام، خاموش
متضادها
پرصدا، پرهیاهو
جمله سازی با بدون صدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برف که به آرامی بر روی دشتهای سپید نشسته بود، محیط را در سکوتی مطلق و بدون صدا فرو برده بود که بسیار آرامشبخش بود.
💡 او تصمیم گرفت که تمام کارهای خود را بدون صدا و بدون جلب توجه دیگران انجام دهد تا از ایجاد هرگونه حاشیه و بحث اضافی جلوگیری کند.
💡 حرکت آرام موجودات دریایی در اعماق تاریک اقیانوس، معمولاً بدون صدا و بسیار نرم است که باعث میشود شکارچیان به راحتی آنها را پیدا نکنند.