تفریحی
مربوط به تفریح؛ آنچه برای سرگرمی، استراحت یا لذت انجام میشود. مثلاً «وسایل تفریحی» یعنی ابزار یا امکاناتی که برای سرگرمی و گذرانِ اوقات فراغت بهکار میروند.
مترادفها
تفریحی، گشتی
متضادها
جدی، کاری، رسمی
جمله سازی با تفریحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شهرداری در برنامههای جدید خود، قصد دارد فضاهای تفریحی بیشتری مانند پارکها و پیستهای دوچرخهسواری را در سطح شهر برای مردم ایجاد کند.
💡 سفر به مناطق کوهستانی در فصل تابستان، یکی از بهترین برنامههای تفریحی برای خانوادههایی است که به دنبال آرامش و طبیعت هستند.
💡 این مرکز خرید بزرگ و جدید شامل بخشهای مختلفی از جمله سینما، رستورانهای متنوع و مراکز تفریحی جذاب برای کودکان و نوجوانان است.