افشاند
پاشید، پراکند یا ریخت. این صورت فعل، گذشتهٔ «افشاندن» است و برای پخش کردن دانه، آب، گل یا هر چیز ریز بهکار میرود. در ادبیات فارسی نیز بسیار دیده میشود.
مترادفها
پاشیدن، پخش کردن، پراکنده کردن، ریختن
متضادها
جمع کردن، گرد آوردن
جمله سازی با افشاند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشاورزان در فصل بهار، بذر گلهای رنگارنگ را در زمینهای آماده شده میافشانند تا منظرهای زیبا در باغهای خود خلق کنند.
💡 او با لبخندی بر لب، عطر گلهای تازه را در فضای اتاق افشاند تا همه احساس آرامش و شادی بیشتری در محیط داشته باشند.
💡 در مراسمهای سنتی، گاهی از دانههای برنج یا گلبرگهای تازه برای خوشآمدگویی به مهمانان در مسیر ورود به خانه استفاده و افشاند میکنند.