تلنگک

صورت کوچک‌شده یا گونه‌ای نزدیک به «تلنگر»؛ چیزی برای زدن ضربه‌ای بسیار سبک. در برخی گویش‌ها ممکن است به ابزار یا کنش کوچکی برای ضربه‌زدن اشاره کند.

مترادف‌ها

تلنگ، سقلمه، تکانه

جمله سازی با تلنگک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ساختارهای مکانیکی بسیار ظریف، گاهی اوقات یک تلنگک کوچک می‌تواند باعث تغییر مسیر حرکت قطعات شود و کل فرآیند تولید را با دقت بسیار بالایی مدیریت کند.

💡 نویسنده با استفاده از یک تلنگک ذهنی در ابتدای داستان، توانست توجه خواننده را به مسائل عمیق‌تر و پیچیده‌تری که در ادامه روایت به آن‌ها پرداخته بود، جلب نماید.

💡 آن دستگاه حساس به قدری کوچک بود که کوچک‌ترین تلنگک یا لرزش در محیط اطراف می‌توانست باعث بروز خطا در اندازه‌گیری‌های دقیق علمی و آزمایش‌های حساس شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران