بریدم
صورت صرفشدهٔ فعل «بریدن» است؛ یعنی «من بریدم» یا «من قطع کردم / جدا کردم». بسته به جمله میتواند معنای جسمی، ذهنی، یا مجازی داشته باشد؛ مثل خسته شدن و از ادامه بازماندن.
مترادفها
قطع کردم، جدا کردم
متضادها
وصل کردم، چسباندم
جمله سازی با بریدم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 امروز صبح زود از خواب بیدار شدم و با دقت تمام، شاخههای خشک شدهی گلهای توی باغچه را با قیچی مخصوص بریدم تا بهتر رشد کنند.
💡 وقتی تصمیم گرفتم تغییراتی در ظاهر خود ایجاد کنم، بخشی از موهای بلندم را با احتیاط بریدم تا استایلی جدید و متفاوت برای خودم داشته باشم.
💡 در طول مسیر پیادهروی در جنگل، وقتی با یک شاخه درخت مزاحم روبرو شدم، با استفاده از چاقوی کوچک خود، آن را از مسیر راه بریدم.