غرض ورزیدن
مترادفها
قصد داشتن، نیت کردن، هدف داشتن
لغت نامه دهخدا
غرض ورزیدن. [ غ َ رَ وَ دَ ] ( مص مرکب )به کار بردن غرض. غرض راندن. غرض ورزی. رجوع به غرض و غرض ورزی و غرض رانی و غرض راندن و غرض داشتن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) غرض به کار بردن اعمال غرض کردن غرض ورزی کردن.