مناصفت

مترادف‌ها

انصاف، عدالت

لغت نامه دهخدا

مناصفت. [ م ُ ص َ / ص ِ ف َ ] ( از ع، اِمص ) رجوع به مناصفه شود. || ( اصطلاح تصوف ) عبارت از انصاف است یعنی حسن معامله با خلق و حق. ( فرهنگ لغات و اصطلاحات و تعبیرات عرفانی سجادی ).
مناصفة. [ م ُ ص َ ف َ ] ( ع مص ) مشاطره. با کسی چیزی را به دو نیم کردن. ( المصادر زوزنی ). دو بخش کردن مال را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). دو بخش کردن مال را و به دو نیم کردن چیزی را. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مناصفه شود.

جمله سازی با مناصفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برای رسیدن به صلح پایدار در منطقه، لازم است که تمامی طرف‌های درگیر بر پایه مناصفت و رعایت حقوق بشر با یکدیگر مذاکره کنند.

💡 قاضی در جلسه دادگاه با دقت بسیار زیاد به تمامی مدارک ارائه شده توجه کرد تا تصمیم خود را بر اساس مناصفت و عدالت بگیرد.

💡 مدیریت یک سازمان موفق نیازمند رعایت مناصفت در برخورد با کارکنان و توزیع عادلانه فرصت‌های ارتقای شغلی در میان تمام نیروها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران