طشتخانه

مترادف‌ها

حمام، محل شستشو

لغت نامه دهخدا

طشتخانه. [ طَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) تشتخانه. طشتخاناه:
آنجاکه طشتخانه قدرت کنند باز
تن دردهد وطای ملایک به مفرشی.اثیر اخسیکتی.و خوارزم درآن روزگار در عداد وظیفه طشتخانه بود. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به تشتخانه و طشتخاناه شود.

جمله سازی با طشتخانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در قصرهای قدیمی، طشتخانه مکانی بود که در آن برای شستن دست‌ها و صورت مهمانان قبل از صرف غذا، از ظروف مسی و طشت‌های بزرگ استفاده می‌شد.

💡 باستان‌شناسان هنگام کاوش در ویرانه‌های این کاخ، بقایای یک طشتخانه بسیار مجلل را کشف کردند که نشان‌دهنده شکوه و عظمت دوران آن پادشاه بود.

💡 معماری طشتخانه در خانه‌های سنتی ایرانی، معمولاً با کاشی‌کاری‌های ظریف و طراحی خاصی همراه بود که زیبایی بصری فضا را دوچندان می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران