برزاغ
لغت نامه دهخدا
برزاغ. [ ب ِ ] ( ع اِ ) برزغ. برزوغ. جوان تمام گوشت. ( منتهی الارب ). جوان تمام رسیده. ( آنندراج ). و رجوع به برزغ و برزوغ شود.
جمله سازی با برزاغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آموزههای دینی، برزاغ مرحلهای میان زندگی دنیوی و روز قیامت است که در آن روح انسان در انتظار داوری نهایی خداوند قرار میگیرد.
💡 مفاهیم مربوط به عالم برزاغ در متون مختلف عرفانی و مذهبی به تفصیل بررسی شدهاند تا ماهیت وجودی انسان پس از مرگ بهتر درک شود.
💡 برخی فیلسوفان معتقدند که حالت برزاغ میتواند بازتابی از اعمال و افعال فرد در طول زندگی مادی و معنوی او در این جهان باشد.