لغت نامه دهخدا
اوژنیدن. [اَ ژَ دَ ] ( مص ) اوژندیدن. رجوع به اوژندیدن شود.
اوژنیدن. [اَ ژَ دَ ] ( مص ) اوژندیدن. رجوع به اوژندیدن شود.
(اَ ژَ دَ ) (مص م. ) اوژندن، افکندن.
(مصدر ) (اوژنید اوژند خواهد اوژنید بیوژن اوژننده اوژنیده ) افکندن
اوژندیدن
اوژندن، افکندن.