لغت نامه دهخدا
گرو دادن. [ گ ِ رَ / رُو دَ ] ( مص مرکب ) شیئی را به رهن سپردن. || ضمانت دادن. || قول دادن:
گهی خورشید بردی گوی و گه ماه
گهی شیرین گرو دادی و گه شاه.نظامی.
گرو دادن. [ گ ِ رَ / رُو دَ ] ( مص مرکب ) شیئی را به رهن سپردن. || ضمانت دادن. || قول دادن:
گهی خورشید بردی گوی و گه ماه
گهی شیرین گرو دادی و گه شاه.نظامی.
( مصدر ) ۱ - چیزی را برهن سپردن مقابل گرو گرفتن. ۲ - ضمانت دادن. ۳ - قول دادن: گهی خورشید بردی گوی و گه ماه گهی شیرین گرو دادی و گه شاه. ( نظامی )