کلمهی «کیاخوره» در فارسی به معنای نوری است که از جانب خداوند به سوی مخلوقات افاضه میشود و موجب میگردد برخی افراد به مقام و جایگاههای ویژهای برسند. این واژه در متون کلاسیک و لغتنامههای قدیمی، مانند برهان، ناظم الاطباء و آنندراج، آمده است و غالباً با «کیاخره» مترادف در نظر گرفته میشود. «کیا» به معنای پادشاه و «خره» به معنای نور است؛ بنابراین ترکیب آن به معنای نوری الهی است که به پادشاهان و بزرگان اعطا میشود. این نور الهی به افراد قدرت، حشمت، شوکت، عدالت و توانایی اداره امور میدهد و میتواند به عنوان منبع علم، هنر و مهارت نیز عمل کند. بر اساس متون، دریافت «کیاخوره» باعث میشود که برخی افراد پادشاه، برخی رئیس، برخی وزیر و برخی اهل هنر و صنعت شوند. این مفهوم بیشتر در زمینه فلسفی، دینی و تاریخی به کار رفته و جنبه تقدیر الهی و اهدا مقام به شایستگان را نشان میدهد. «کیاخوره» بار معنایی مثبت دارد و نشاندهنده قدرت، جایگاه و فضل الهی است. از نظر تاریخی، این واژه در ادبیات فارسی و متون اسلامی برای توضیح مشروعیت و جایگاه حکام و بزرگان استفاده شده است. همچنین، گاه این نور به صورت نمادین در اشعار و متون ادبی برای نشان دادن حکمت، عدالت و توانایی افراد ذکر شده است.
کیاخوره
لغت نامه دهخدا
کیاخوره. [خ ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) بر وزن و معنی کیاخره است، و آن نوری و پرتوی باشد از جانب خدای تعالی به سوی خلق که به سبب آن نور بعضی پادشاه و بعضی رئیس شوند و بعضی صنعت و حرفت آموزند. ( برهان ). نور و پرتوی که ازجانب خدای تعالی به سوی مخلوق افاضه می شود و بدان پرتو می باشد که یکی پادشاه می گردد. و یکی وزیر و رئیس می شود و یکی عالم و دیگری صانع می گردد و آن را نور الهی نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کیاخره شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) فرکیان. توضیح این اصطلاح در حکمت اشراق هم وارد شده.