کلاشکه
مترادفها
پوکه، غلاف گلوله
لغت نامه دهخدا
کلاشکه. [ ک َ ش َ ک ِ / ک ِ ] ( اِ ) قلابی را گویند که چیزها با آن از چاه برآرند. ( برهان ). کلاژکه. ( حاشیه برهان چ معین. ) چنگکی است که بدان چیزهای افتاده به چاه را درآورند. و جائی آویخته چیزها بدان آویزند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کلاژکه شود.
جمله سازی با کلاشکه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با آن وعدههای دروغین و برنامههای عملی که هرگز اجرا نمیشد، مشخص شد که یک کلاشکه تمامعیار است که فقط به دنبال سود شخصی است.
💡 مراقب آن فروشنده کلاشکه باشید، چون او با استفاده از تکنیکهای مختلف سعی میکند مشتریان بیتجربه را فریب داده و پولشان را از آنها بگیرد.
💡 هر کسی که در این بازار پر از فریبکاری سعی میکند با کلمات زیبا دیگران را گمراه کند، بدون شک یک کلاشکه بزرگ و خطرناک است.