لغت نامه دهخدا
پهن گردانیدن. [ پ َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پهن کردن. تشبیح. ( ازمنتهی الارب ): تصفیح؛ پهن گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ). || تسطیح. رجوع به پهن کردن شود.
پهن گردانیدن. [ پ َ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) پهن کردن. تشبیح. ( ازمنتهی الارب ): تصفیح؛ پهن گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ). || تسطیح. رجوع به پهن کردن شود.
( مصدر ) پهن کردن