واکفتیدن

مترادف‌ها

برخاستن، ایستادن

متضادها

نشستن، خوابیدن

لغت نامه دهخدا

واکفتیدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مؤلف چراغ هدایت در ذیل ترکیب «آب شکستن در گلو» آرد: به معنی گره شدن آب است در گلو. و از بعضی لغات مروی است که به فارسی آن را واکفتیدن [ به کاف تازی ] نیز گویند. رجوع به واکفیدن شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران