کلمه «محشاء» واژهای عربی است که در متون فارسی و عربی کاربرد داشته و به چند معنا آمده است. معنای نخست آن «گلیم درشت» است، نوعی فرش یا زیرانداز با بافت ضخیم و محکم که در زندگی روزمره و خانهها کاربرد داشته است. معنای دوم آن «گلیم سپید خرد» است که برای بستن لنگ یا پیچیدن چادر مورد استفاده قرار میگرفته است و جنبه کاربردی و پوششی داشته است. این واژه نشاندهنده وسایلی است که در زندگی سنتی و روزمره مردم به کار میرفته و در منابع لغوی مانند «منتهیالارب» و «ناظم الاطباء» به آن اشاره شده است. به طور کلی، «محشاء» به قطعهای پارچه یا گلیم اشاره دارد که کاربردی روزمره و محافظتی داشته و در زندگی سنتی اهمیت داشته است.
محشاء
لغت نامه دهخدا
محشاء. [ م ِ ] ( ع اِ ) مِحشَاءْ. رجوع به محشاء شود.
محشاء. [ م ِ ش َءْ ] ( ع اِ ) محشاء. ( منتهی الارب ). گلیم درشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || گلیم سپید خرد که بدان لنگ بندند یا چادری که خود را بدان درپیچند. محاشی ٔ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).