مجالده

لغت نامه دهخدا

مجالده. [ م ُ ل َ دَ / م ُ ل ِ دِ ] ( ع مص ) مضاربه. ضِراب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مجالدة. مجالدت: با پنج شش کس معدود که اسبان ایشان در زین بود بر نشست و مطارده و مجالده بسیار نمود. ( جهانگشای جوینی ). و رجوع به مجالدة و مجالدت شود.

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز