لغت نامه دهخدا
لور و سمسول. [ رُ س َ ]( اِ مرکب، از اتباع ) حرکات نابخردانه: چون به پنج رسید نشاط در ایشان آمد و رقص و کچول آغازیدند و لور و سمسول ورزیدند. ( راحة الصدور راوندی ).
لور و سمسول. [ رُ س َ ]( اِ مرکب، از اتباع ) حرکات نابخردانه: چون به پنج رسید نشاط در ایشان آمد و رقص و کچول آغازیدند و لور و سمسول ورزیدند. ( راحة الصدور راوندی ).
( اسم ) شوخی بی حیایی. یا لور و سمسول ورزیدن. سمسول ورزیدن.