«قمامسه» واژهای عربی در متون لغوی و تاریخی است که به عنوان جمع «قُمَّس» به کار میرود و در معنای اصلی به مردان شریف، بزرگان و افراد صاحب منزلت اجتماعی اشاره دارد. این واژه در کاربردهای تاریخی همچنین برای اشاره به فرماندهان و لشکرکشان روم به کار رفته است و نشاندهنده جایگاه نظامی و سیاسی آنان در ساختار امپراتوری روم است. در برخی منابع لغوی، «قمامسه» به معنای سرهنگان و فرماندهان بلندمرتبه رومی نیز آمده است که در اداره سپاه و امور نظامی نقش داشتهاند. همچنین در کاربردی دیگر، این اصطلاح به بطارکه مسیحیان قبطی اطلاق شده است که از نظر دینی و اجتماعی دارای مقام و منزلت ویژهای بودهاند. از نظر ریشهشناسی، این واژه به مفهوم «قُمَّس» بازمیگردد که دلالت بر شرافت، بزرگی و جایگاه برجسته دارد. بنابراین، «قمامسه» جمعی از افراد با مقام بالا، اعم از نظامی، دینی یا اجتماعی را در بر میگیرد. در متون کهن، این واژه بیشتر برای توصیف طبقات برتر و فرماندهان برجسته به کار رفته است. از نظر معنایی، مفهوم مشترک در همه کاربردهای آن، برتری، ریاست و منزلت اجتماعی بالا است. در نتیجه، «قمامسه» را میتوان عنوانی برای گروهی از بزرگان، فرماندهان و افراد صاحب قدرت در جوامع تاریخی دانست. این واژه در مجموع بار تاریخی و طبقاتی دارد و به طبقهای ممتاز در ساختارهای قدیم اشاره میکند.
قمامسه
لغت نامه دهخدا
( قمامسة ) قمامسة. [ ق َ م ِ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ قُمَّس بمعنی مرد شریف. ( اقرب الموارد ). || لشکرکشان روم. ( منتهی الارب ). سرهنگان روم. ( شرح قاموس ). بطارکةاقباط النصاری. ( اقرب الموارد ). رجوع به قمس شود.
فرهنگ فارسی
جمع قمس بمعنی مرد شریف لشکر کشان روم.