فیظ
مترادفها
فیض، برکت، بخشش، کرم
لغت نامه دهخدا
فیظ. [ ف َ ] ( ع اِ ) مرگ. ( منتهی الارب ). || ( مص ) مردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به فیظان شود.
فرهنگ فارسی
مرگ. مردن
فیض، برکت، بخشش، کرم
فیظ. [ ف َ ] ( ع اِ ) مرگ. ( منتهی الارب ). || ( مص ) مردن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به فیظان شود.
مرگ. مردن