صولب

متضادها

نرم

لغت نامه دهخدا

صولب. [ ص َ ل َ ] ( ع اِ ) تخمی که آنرا بکارند سپس آن زمین را به آلت حرث بگردانند تا زیر خاک گردد. ( منتهی الارب ). تخم. ( مهذب الاسماء ). صولیب. رجوع به صولیب شود.

فرهنگ فارسی

تخمی که آنرا بکارند سپس آن زمین را بالت حرث بگردانند تا زیر خاک گردد

جمله سازی با صولب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بررسی‌های علمی انجام شده، مشخص گردید که ساختار استخوان‌های این گونه جانور بسیار صلب و مستحکم است که به آن اجازه می‌دهد در محیط‌های سخت بقا یابد.

💡 رهبر آن جنبش با اراده‌ای صلب و تصمیماتی قاطع، توانست متحد کردن قبایل پراکنده را در شرایط بسیار دشوار سیاسی و اجتماعی برای تمامی پیروان خود ممکن سازد.

💡 برای جلوگیری از فروپاشی بنای تاریخی، مهندسان تصمیم گرفتند از مواد بسیار صلب و مقاوم در برابر فرسایش استفاده کنند تا پایداری سازه برای قرن‌ها تضمین شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران