تکافح

لغت نامه دهخدا

تکافح. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) تضارب: تکافحوا؛ تضاربوا تلقاء الوجوه. رجوع به تکاثح شود. || باهم سرون زدن. || تلاطم امواج: بحر متکافح الامواج؛ ای متلاطمها. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

تضارب تلاطم امواج

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز