امارانطون
لغت نامه دهخدا
امارانطون. [ اَ ] ( معرب، اِ ) ( معرب از یونانی ) امارنطون ( گیاه ). رجوع به امارنطون و دزی ج 1 ص 36 شود.
فرهنگ فارسی
امارنطون
امارانطون. [ اَ ] ( معرب، اِ ) ( معرب از یونانی ) امارنطون ( گیاه ). رجوع به امارنطون و دزی ج 1 ص 36 شود.
امارنطون