لغت نامه دهخدا
سکبینج. [ س َ ن َ ] ( معرب، اِ ) صمغ نباتی است مسخن و ملطف و جالی و محلل ریاح و اورام سلبه و مدر حیض و مسهل بلغم غلیظ و این معرب سکبینه است. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). به پارسی سغبین است. ( ذخیره خوارزمشاهی ) ( از بحر الجواهر ): از آن جمله که موجود نباشد الا به اصفهان سکبینج و جاوشیر و ترنجبین. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 40 ).