بسورغان تصویر معنی بسورغان لغت نامه دهخدا بسورغان. [ ] ( اِ ) رجوع به سیورغان. شیرقان. اشبورقان، شبورقان و جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی شود. کلمات مرتبط شهرجور بسغورقند جغرافیای تاریخی سرزمین های اسلامی خلافت شرقی مسجد ورامین اسپیجاب بداغ بیکی